آینهای روبهروی فعالان؛ از نیتهای خوب تا نتایج نیمهتمام
بازدیدها: 96
یادداشت :عساکره
چند سال پیش، در یادداشتی با عنوان «نقش روشنفکر» نوشته بودم که مسئولیت اصلی یک روشنفکر، تنها انتقاد یا بیان دغدغهها نیست، بلکه ارائه راهحل، ایجاد مسیر مشترک و تبدیل گفتار به عمل است. روشنفکر و فعال اجتماعی اگر فقط به گفتن و هشدار دادن بسنده کند، دیر یا زود صدایش در میان هیاهوی روزمره گم میشود. آن یادداشت هشدار میداد که اگر فعالیتهایمان پراکنده، واکنشی و بیبرنامه باشد، نهتنها کمکی به حل مشکلات نمیکند، بلکه به فرسایش انرژی و بیاعتمادی بیشتر مردم منجر خواهد شد.
امروز، پس از گذشت چند سال، همان دغدغهها همچنان پابرجاست. سالهاست که فعالان اجتماعی، فرهنگی و ورزشی، هر کدام در میدان خود با نیت خیر تلاش کردهاند؛ گاهی با قلم، گاهی با قدم، گاهی با فریاد و گاهی با سکوتی تلخ. اما آیا واقعاً این تلاشها به نتیجهای ماندگار رسیده است؟ یا اینکه کمبودها همچنان پابرجاست و مشکلات، روز به روز چهرهای تازه و سختتر به خود گرفتهاند؟
آیا ما فعالان، نقشهراه و استراتژی مشخصی برای پیگیری مسائل داریم، یا صرفاً واکنشهایی پراکنده و احساسی نشان میدهیم؟
چرا گاهی در برابر خبرها و تصمیمات غلط، موجی میسازیم که خیلی زود فروکش میکند و همهچیز دوباره به سکوت میانجامد؟
چرا از تجربهی گذشته درس نمیگیریم و همان اشتباهات را تکرار میکنیم؟
چرا انرژی و ظرفیت جمعی ما به جای تمرکز و انسجام، در چند مسیر موازی و بیارتباط هدر میرود؟
چند سال دیگر باید بگذرد تا بفهمیم که بدون همگرایی، پشتکار و پیگیری مستمر، هیچ تغییر ماندگاری رخ نخواهد داد؟
چند نسل دیگر باید هزینه بدهند تا بالاخره بین «گفتن» و «عمل » پلی زده شود؟
چه زمانی خواهیم پذیرفت که فعالیت بدون برنامه و هماهنگی، تنها مصرف انرژی است و بس؟
و مهمتر از همه، باید با خودمان روبهرو شویم و بیپرده بپرسیم:
چه کسی واقعاً مسئول این چرخهی بینتیجهگی در فعالیتهای اجتماعی ماست؟
آیا مشکل در کمبود تجربه است یا در بیتفاوتی به نتایج؟
در نبود هدف مشترک است یا در ترجیح منافع شخصی بر منافع جمعی؟
آیا ما با سکوت، با پراکندگی، و با واکنشهای زودگذر، ناخواسته شریک تداوم همین مشکلات نشدهایم؟
مانع واقعی، جز خود ما، کیست؟